خور و ماه
دل‌نوشته‌هاي رضا معصومي
Saturday, April 12, 2008
ميان دو هيچ
و حالا مانده ام ميان دو هيچ
هيچ رفتن ، هيچ ماندن
هيچ رفتن:
هيچ تنهايي
هيچ خستگي
هيچِِِ ِ روزهاي سخت سكوت
و هيچ ماندن:
هيچ ِ همه چيز
كه تويي
بزرگترين ِهمه چيزبراي ماندن
Friday, April 11, 2008
بانو
ديشب در ميان خرت وپرت هاي خانه قطعه شعري پيدا كردم از سيد علي صالحي كه پيش از اين بارها خوانده بودمش و فراموش.
در ميان يك بسته و با خط خوشنويسي زيباي دوستمان "افق تيز نو".


من راه خانه ام را گم کرده ام بانو

شما ، بانو که آشنای همه آوازهای روزگار منيد

آيا آرزوهای مرا در خواب نی لبکی شکسته نديديد